تبليغاتX
نیستان سازنده نی هفت بند persian ney
 

آنچه میخوانید مقاله اینجانب در مجله هنر موسیقی شماره ۸۶ میباشد

هر گونه برداشت با ذکر نویسنده بلامانع است

 ساز سازی            سید قاسم علوی

( صفحه اول)

همچو نی من گفتنی ها گفتمی

آشنای با ساختمان نی و چگونگی ساخت آن

نی یا نای از مشهر ترین الات موسیقی بادی است که مطابق با فرهنگ موسیقایی ملتها در میان سازهای

موسیقی بسیاری از کشورها

ملاحظه می شود نی یا نای هفت بند که از لحاظ ساختمان ساده ترین و از لحاظ نواختن در مرحله تخصص از

 دشوار ترین آلات موسیقی ما ایرانیان است با " لب دمساز" به اجرا در می آید  همان که مولانا اشاره فر

موده است

با لب دمساز خود گر جفتمی        همچو نی من گفتنی ها گفتمی

 

با آن که در متون فارسی به چندین نای یا نی تصریح شده ( مانند نای یا نی هفت بند  نای انبان  نای روئین

 نای ترکی مورنای نای چاوو

 نای سر غین نای طنبور نای مظاعف نای داوود نای شاه یا شهنای یا نی بلند نی تکی نی جفته نیشو نی

کوچک " گهگاه در معنی آواز نیز بکار برده اند مانند نی بر سر چنار یا نی بر سر کسری که نام دو آهنگ در

عهد ساسانیان و به معنی ومقصود آواز (نی) بر سر شاخ چنار ( خواندن باربد) بوده است"

سید قاسم علوی که نوازنگی را نزد احمد انوشه و ساخت نی را نزد مرحوم علی حدادیان آغاز نموده پس از

طی مراحل نخست خود

در این راه به تحقیق بیشتر روی آورده است مطلب زیر حاصل تجربیات چند ساله وی می باشد که در اختیار

 علاقه مندان قرار می گیرد

در مطلب زیر مقصود نای هفت بند و مسائل مربوط به آن می باشد

 

نی را از دو جنبه باید مورد بررسی قرار داد

1-       جنبه معنوی

 

2-       جنبه فیزیکی و ساختمان نی

پدر نی ایران استاد حسن کسایی در همایش ها سمینارها و سخنرانیها ابتدا برای مخاطبین از جنبه

 معنوی ساز از قدمت و قداست نی سخن می گویند و گاهی اشعاری از شعرا که در وصف این ساز گفته

شده را می سرایند تا ذهن مخاطبین برای بهتر شنیدن و به دل نشستن صدای نی آ ماده شود نی در عین

سادگی و لاغری می تواند عشق محبت غم شادی را برای انسان به ارمغان بیاورد وقتی نواخته می شود

 بدون شک هر شنونده ای را تحت تاثیر صدای ملکوتی و عرفانی خود در آورد نی ارتباط مستقیم با

صدای انسان دارد و صدای آن از دلهای سوخته و بی آلایش بیرون می آید

ساخت نی

بعد از فصل پائیز آنگاه که هوا سرد و خشک است نی روی بوته رسیده و آماده چیدن است پس از

انتخاب گره های مورد نظر

ادامه مطلب

1.صفحه دوم

2.صفحه سوم

 3.صفحه چهارم

نمونهای از نی کلید دار ساخت علوینمونه ای از یک نی شش دانگ ساخت خودم

› دم ساز نی


 

« با لـب دم سـاز خـود گـر جفتمـی        همـچـو نـی نـا گفتنـی ها گفتمـی »

اگر با لب آن صاحبدمی که در وجود ما ميـدمـد و دم ساز ما است اتصال پيدا کنيم و جفت شويم و از آن جـدا نشويم آنگاه ماننـد نـی، آنچه او ميـدمـد و می گويـد ما آنرا منعکـس و منتشر می کنيم و بگـوش خلق ميرسانيم . اصولاً دو جور گوش در بيـن شنوندگان مشاهـده می شـود، عده ای گوشی دارند که با آن ظاهر کلام را می شنونـد و عـدة قليلی هستنـد که اسرار شنيـده هايشان را هم می فهمنـد . پخش کردن دم دمنده در نزد پيامبران، وحی ناميـده می شود و در پيش مقربين و اوليـای حق، آنرا الهام يا وحی دل می نامند .  مولانا می فرمايد           
  
«نـی نجـوم است و نه رمـل است و نه خـواب
                                        وحـــی حـــــق و الله اعــلـــم بـا لصــواب         
    از پـــی  روپــوش  عـامــــــه در بــيـــان
                                         وحــــی دل گــويــنـــد آنـرا صـوفـيـــان          
   وحـــی دل گـيـــرش کــه منظـرگاه اوست
                                        چـون خطــا باشـد ؟ چــو دل آگاه اوسـت »  

پس آنهاييکـه با لب دمساز دمنـده ، جفت و متصل هستنـد ، از تمام اسرار نهفتنی و نگفتنـی ، که نـی می دانـد آگاهنـد .

«هـر کـه او از همـزبـانی شــد جــدا        بـی زبـان شد ، گرچه دارد صـد نـوا »

اگـر با لب دمساز خـود ، جفت نباشـد و از او جـدا شود ، ديگـر دمی در او دميده نمی شـود که زبان شيرين و نواهای دلچسب و آوای جانبخش خود را به گوش جهانيان برساند، اگر چه دارای نواهای فراوانی است (صـد نـوا) اما زبـان او که وابسته به دم دمنده است خاموش است و گويا نيست و در واقع بی زبان شده است

«چونکه گل رفت و گلستان در گذشت
        نشنوی زان پس ز بلبـل سـرگذشت »
«چونکه گل رفت و گلستان شد خراب
        بـوی گـل را از که جويـيـم از گلاب »

اگـر نـی زن ، لبهای خود را از نی دور کند ، ديگر از نی شور و گداز و راز و نياز و شرح حالی شنيده نخواهـد شد، بهمان گونه اگر گل از بلبل روی گردان شود و خود را مخفـی و نهان نگهـدارد، ديگـر از بلبل هم ناله و افغانی و گفتن سرگذشتی شنيده نخواهد شد اما هنگاميکه گل رفت و گلستان هم بوسيلة باد زمستانی خراب شد بوی او و عظمت روحی و معنويش را در آثار او خواهيم ديـد .

« جمله معشوق است و عاشق پرده ای         زنده معشوق است و عـاشق مرده ای »

هر چه هست، معشوق است و اصالت در اوست و عـاشق مانند نقش روی پرده ای است که وجود حقيقی ندارد، همانگونه که در نی اصل وجود، نی زن است و نی تنها آلت و وسيله ای است که اگر در آن دم ساز ندمد، ارزش و وجودی نخواهد داشت. معشـوق ،زنـده و جاويـد است که در هر زمان و در هر نی که بخواهـد و اراده کند می دمد ولی عاشق ماننـد مـرده است که اگر از معشـوق دور بيفتـد، چون مرده ای می باشد ، همانگونه که اگر نی مورد استفـادة نی زن قـرار نـگـيـرد و دور بـيـفـتـد بلا استفاده و مرده محسوب می شود .

« چـون نباشـد عشـق را پروای او        او چو مرغی ماند بی پر , وای او »

اگر عشق التفات و رغبتی به انسان حق جو و حقيقت خواه نداشته باشد مانند مرغی بی بال و پـر می شـود که در اين حالت بايد گفت وای بر احوال او ، چـون مرده ای می باشـد که متحـرک است . حافظ در مورد اينگونه افـراد می فرمايـد :            

«هر آنکسی که در اين حلقه نيست زنده به عشق
                                   بـر او نمـرده بـه فـتــوای مـن نـمــاز کـنـيــد»   ...


 

 

 

 

صدایی که در قلب من است در نی خواهد امد
غمی که در وجود من است در نی خواهد امد
اما یک سوال از تو بپرسم که رفیق
ان نی زن خسته و دور کی خواهد آمد؟
انچنان خسته و دلگیر است از دنیا
که صدای سوز دل او از هر نی خواهد امد
گر به نیستان رود نیزار با او هم صدا گرید
مژده صبر کن با امید که کند راه دور طی خواهد امد

نوشته شده توسط سید قاسم علوی  | لینک ثابت |